اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
44
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
براى شما گوشت فراهم مىكنم . آنگاه » سلوى « [ 1 ] را بر آنها فرستاد و خبر داد كه آنها را به شام خواهد برد . موسى يوشع بن نون را به شام [ و ديگرى را ] به زمين بنى كنعان فرستاد تا خبر آنها را به موسى بازآورند . بنى اسرائيل گفتند ما را نيروى جنگ با جباران نيست و خدا خواست كه موسى از اهل مدين انتقام گيرد . موسى دوازده هزار مرد از بنى اسرائيل فرستاد تا همه اهل مدين را كشتند و پنج پادشاه مدين يعنى أوى و رقم و صور و حور و ربع را نيز كشتند [ 2 ] و بلعام بن باعور در جنگ كشته شد . بلعام پيغمبر [ 3 ] بود و پادشاه مدين را گفت زنان را بلشكر بنى اسرائيل فرستد تا آنها را فاسد كنند و موسى از اين كار سخت بخشم آمد ، خدا به موسى امر كرد تا غنيمتهاى جنگى را در ميان بنى اسرائيل قسمت نمايد و از هر پنجاه يكى براى خدا از آنها گرفته بفرزندان هارون بدهد ، آنگاه خدايش فرمود بنى اسرائيل را رو به شام حركت دهد تا با شاميان بجنگند . موسى لشكر عظيمى به راه انداخت ، لشكريان او كم كم پيش مىرفتند و فرود مىآمدند و مىگفتند ما از جباران بيم داريم ، و در كوه ساعير ماندند . پس خداى متعال موسى را فرمود بنى اسرائيل فرمان مرا نبردند و اكنون بايد خوراك را با پول بخرند و براى كسانى كه در مقابل آنها خضوع مىكردند اكنون فروتنى كنند . اين پس از آن بود كه موسى پادشاه اموريان سيحون [ 4 ] را كشته و خاك او را بدست آورده بود . سال چهلم ماندن بنى اسرائيل در تيه يعنى بيابان سينا بود كه خدا به موسى وحى كرد من هارون را بسوى خود مىبرم ، پس او را بكوه بالا بر تا فرشتگان من بيايند و روح او را قبض نمايند موسى دست هارون برادر خود را گرفت و بكوه بالا برد و كسى
--> [ 1 ] سلوى مرغى است كه سمانى و فرى نيز گفته مىشود ( المنجد ) [ 2 ] اعداد ب 31 ى 8 : و در ميان كشتگان ملوك مديان يعنى آوى و راقم و صور و حور و رابع پنج پادشاه مديان را كشتند و بلعام بن بعور را بشمشير كشتند . [ 3 ] مستجاب الدعوه بود . [ 4 ] سيحون ( تمام شدن ) اعداد ب 21 ى 21 - 29 يكى از سلاطين اموريان است كه اسرائيليان را از گذشتن به زمين خود منع نمود و حشبون پاى تخت او مفتوح و باقى مملكتش در ميان اسباط بنى اسرائيل قسمت گرديد . مزامير 135 ى 10 - 12 مزمور 136 ى 18 - 19 .